مشکل محیط زیست ایران، کمبود عمل است

مشکل محیط زیست ایران، کمبود عمل است

فقط سفر: برگزاری نشست های محیط زیستی و تکرار کلیدواژه هایی مانند توسعه متوازن، بازچرخانی آب و حکمرانی پایدار، در حالیست که آلودگی هوا، بحران آب، فرونشست زمین و تخریب زیست بوم ها همچنان ادامه دارد.



خبرگزاری مهر؛ یادداشت مهمان:

یک دفعه دیگر جلسه ای درباره ی محیط زیست در ریاست جمهوری و یکی از روسای قوا اجرا شد. رئیس جمهوری شنید، کنشگران و استادان گفتند و مجموعه ای از واژه های آشنا باردیگر در صدر اخبار قرار گرفت: توسعه متوازن، ظرفیت سرزمینی، بازچرخانی آب، انرژی های تجدیدپذیر، کشاورزی، معادن، آموزش، حکمرانی پایدار و مواجهه با نگاه امنیتی به کنشگران محیط زیست.
همه اینها درست است. مشکل اما جای دیگری است: محیط زیست ایران دیگر از کمبود حرف رنج نمی برد. از کمبود عمل رنج می برد.
در همان روزهایی که در ساختمان ریاست جمهوری از «حل مسایل واقعی کشور» سخن گفته می شود، تهران باردیگر با هوای ناسالم دست وپنجه نرم می کند. گزارشهای پخش شده در همین دو روز، شاخص کیفیت هوای پایتخت را در محدوده ناسالم برای گروههای حساس اعلام نموده اند.
پس پرسش ساده است: اگر مسئله آلودگی هوای تهران دهه هاست شناخته شده، چرا هنوز باید هر سال همان جلسه ها، همان هشدارها و همان وعده ها را تکرار کنیم؟
در نشست اخیر از بازچرخانی آب، اصلاح کشاورزی، ممانعت از استخراج بی رویه معادن، توسعه خورشیدی، استفاده از پهپاد برای محافظت از منابع طبیعی و آموزش محیط زیستی خردسالان سخن گفته شد. حتی بر استفاده از راهکارهای علمی و عملیاتی تأکید شد.
اما شهروند تهرانی حق دارد بپرسد سهم او از این حکمرانی پایدار چیست؟
او بامداد از خانه بیرون می آید و هوایی را تنفس می کند که کیفیتش با جلسه و سخنرانی تغییر نمی نماید. کودک وی در مدرسه درباره ی محافظت از محیط زیست آموزش می بیند، اما در بزرگسالی همان شهری را تحویل می گیرد که مسئله آلودگی هوا، فرونشست زمین، کاهش منابع آب و نابودی زیست بومهایش بازهم پابرجا می باشد.
اینجاست که مسئله «جمع یاران»و «نمایندگان جامعه محیط زیست» اهمیت پیدا می کند.
اگر این افراد مقرر است صدای جامعه محیط زیست ایران باشند، انتظار از آنان فقط ارایه لیستی از دغدغه ها نیست. انتظار، مطالبه پاسخ و زمان بندی است. باید پرسید برای آلودگی هوا چه تصمیم مشخصی گرفته شد؟ برای سوخت و منابع آلاینده چه اقدامی؟ برای حقابه تالابها چه زمانی تعیین شد؟ برای فرونشست چه برنامه الزام آوری وجود دارد؟ و با اهمیت تر از همه، چه کسی باید پاسخ گو باشد؟
جز محمد درویش که یک فعال واقعی محی زیست است،
اگر جلسه ای با حضور استاد، متخصص و فعال محیط زیست برگزار می گردد اما خروجی آن باز هم مجموعه ای از کلیات باشد، فاصله میان سیاست و واقعیت بیشتر می شود.
شینا انصاری نیز در این بین بالاتر از هر چیز باید مراقب یک دام باشد: تبدیل سازمان حفاظت محیط زیست به محل بازتولید همان شبکه ای که در ایجاد مدیریتش مؤثر بوده است.
اگر کسانی در پروسه انتخاب و پشتیبانی از مدیریت فعلی نقش داشته اند، بهترین خدمت به آنان نه حفظ یک حلقه بسته، بلکه واداشتن مدیریت به پاسخ گویی است. و بهترین خدمت مدیریت نیز نه جبران حمایتهای گذشته، بلکه اثبات استقلال خود در مقابل هر حلقه و هر گروه است.
امروز محیط زیست ایران به عکس یادگاری با فعالان، جلسه های صمیمی و ادبیات زیبا نیاز ندارد. به عدد، برنامه، ضرب الاجل و مسئول پاسخگو نیاز دارد.
تهران با شاخص آلودگی نفس می کشد. زاینده رود و تالابها با کم آبی می جنگند. زمین زیر پای شهرها فرو می نشیند و منابع طبیعی زیر فشار توسعه قرار دارند.
در چنین شرایطی، دیگر نمی توان گفت «باید»، باید گفت چه کسی، چه کاری، تا چه تاریخی؟
این تفاوت میان سیاستگذاری و شعارهایی است که این وضعیت اسفناک زیستی را برای کشور رقم زده.
* سعید نبی، مستندساز
به اجمال، از کمبود عمل رنج می برد. در همان روزهایی که در ساختمان ریاست جمهوری از حل مسائل واقعی کشور سخن گفته می شود، تهران دوباره با هوای ناسالم دست وپنجه نرم می کند. کودک وی در مدرسه درباره ی ی صیانت از محیط زیست آموزش می بیند، اما در بزرگسالی همان شهری را تحویل می گیرد که مسئله آلودگی هوا، فرونشست زمین، کاهش منابع آب و نابودی زیست بومهایش بازهم پابرجا می باشد. اینجاست که مسئله جمع یاران و نمایندگان جامعه محیط زیست اهمیت پیدا می کند. اگر این افراد مقرر می باشد صدای جامعه محیط زیست ایران باشند، انتظار از آنان فقط ارائه فهرستی از دغدغه ها نیست. و با اهمیت تر از همه، چه کسی باید پاسخ گو باشد؟جز محمد درویش که یک فعال واقعی محی زیست است، اگر جلسه ای با حضور استاد، متخصص و فعال محیط زیست برگزار می شود اما خروجی آن باز هم مجموعه ای از کلیات باشد، فاصله میان سیاست و واقعیت بیشتر می شود. شینا انصاری نیز در این میان بالاتر از هر چیز باید مراقب یک دام باشد: تبدیل سازمان حفاظت محیط زیست به محل بازتولید همان شبکه ای که در ایجاد مدیریتش مؤثر بوده است. اگر کسانی در فرآیند انتخاب و پشتیبانی از مدیریت فعلی نقش داشته اند، بهترین خدمت به آنان نه حفظ یک حلقه بسته، بلکه واداشتن مدیریت به پاسخ گویی است.
1405/06/14
10:41:57
0.0 / 5
7
تگهای خبر: آموزش , امنیت , ایران , پایتخت
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

فقط سفر