تنگه هرمز تحت نظام عبور بی ضرر قرار دارد
به گزارش فقط سفر، مبحث تنگه هرمز، خسارات محیط زیست ناشی از جنگ و نحوه پیگیری این خسارات در مجامع بین المللی، همچون مباحثی است که طی هفته های اخیر مورد توجه کارشناسان حقوق بین الملل و محیط زیست قرار گرفته است.
به گزارش فقط سفر به نقل از خبرنگاران جوان، مبحث تنگه هرمز، خسارات محیط زیست ناشی از جنگ و نحوه پیگیری این خسارات در مجامع بین المللی، همچون مباحثی است که طی هفته های اخیر مورد توجه کارشناسان حقوق بین الملل و محیط زیست قرار گرفته است. آرمان خورسند، رییس مرکز امور بین الملل و کنوانسیون های سازمان حفاظت محیط زیست، در گفتگویی تفصیلی به تشریح ابعاد حقوقی تنگه هرمز، جایگاه آن در نظام حقوق بین الملل دریاها، امکان دریافت هزینه های خدمات محیط زیستی از کشتی های عبوری، خسارات وارده به محیط زیست ایران در جنگ اخیر و همینطور عملکرد نهاد های بین المللی در قبال این رویداد ها پرداخت.
سؤال: بحث تنگه هرمز طی ماه های اخیر بالاتر از گذشته مطرح گردیده است. این مساله از کجا شروع می شود و چرا از نظر حقوق بین الملل اهمیت دارد؟
خورسند: مساله مخاصمات مسلحانه یکی از مهم ترین مباحث در حوزه حقوق بین الملل است. اساساً تشکیل آن چه امروز بعنوان حقوق بین الملل می شناسیم، تا حد زیادی به مساله جنگ ها و سعی برای قانونمند کردن آنها بازمی گردد. در طول تاریخ، کشور ها و حکومت ها با یکدیگر درگیر جنگ بوده اند و همین مساله سبب شد این پرسش مطرح شود که چطور میتوان از وقوع جنگ جلوگیری کرد و در صورت وقوع، چه قواعدی باید رعایت شود تا خسارات و جنایات ناشی از آن محدود شود.
بعد از جنگ های ناپلئونی، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، مبحث تنظیم قواعد بین المللی برای مدیریت مخاصمات جدی تر شد. پس از جنگ جهانی دوم و با ظهور فناوری هسته ای، لزوم قانونمند کردن ابعاد جنگ و محدودسازی آثار آن بالاتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت.
یکی از حوزه های مهم در این مورد، حقوق بین الملل دریا ها بود؛ چون که بخش قابل توجهی از منازعات میان کشور ها بر سر آبراهه ها، مرز های دریایی و مسیر های کشتیرانی شکل می گیرد. مذاکرات در ارتباط با کنوانسیون حقوق دریا ها از دهه ۱۹۵۰ شروع شد و تا سال ۱۹۸۲ ادامه یافت و اجرای عملی آن نیز تا دهه ۱۹۹۰ به طول انجامید.
دانلود فیلم اصلی کد ویدیو سؤال: برای درک جایگاه تنگه هرمز، ابتدا باید با تقسیم بندی مناطق دریایی آشنا شویم. این تقسیم بندی چطور انجام می شود؟
خورسند: در حقوق دریاها، مبنای تقسیم بندی مناطق مختلف دریایی، «خط مبدأ» است که در پایین ترین حد جزر ساحل تعیین می شود. آب های واقع در سمت ساحل این خط، آب های داخلی کشور محسوب می شوند و همانند قلمرو خشکی تحت حاکمیت کامل دولت ساحلی قرار دارند.
بعد از آن، تا ۱۲ مایل دریایی، محدوده «دریای سرزمینی» قرار می گیرد که دولت ساحلی بر سطح آب، بستر دریا و فضای بالای آن حاکمیت دارد. ۱۲ مایل بعدی منطقه نظارت یا منطقه مجاور است و بعد از آن نیز تا ۲۰۰ مایل دریایی، منطقه انحصاری اقتصادی قرار می گیرد که منابع طبیعی آن متعلق به کشور ساحلی است.
دانلود فیلم اصلی کد ویدیو سؤال: تنگه هرمز چه خصوصیت هایی دارد که آنرا به یکی از مهم ترین تنگه های جهان مبدل کرده است؟
خورسند: تنگه هرمز از نظر حقوق بین الملل دریا ها دارای خصوصیت های منحصربه فردی است. در نظام حقوقی تنگه های بین المللی، به طور معمول دو نوع رژیم حقوقی وجود دارد؛ «عبور ترانزیتی» و «عبور بی ضرر».
در تنگه هایی که بطور کامل در آب های بین المللی قرار دارند، به طور معمول نظام عبور ترانزیتی اعمال می شود. اما تنگه هرمز شرایط متفاوتی دارد. این تنگه در باریک ترین نقطه حدود ۲۱ مایل عرض دارد و در تمام این محدوده یا در آب های سرزمینی ایران قرار می گیرد یا در آب های سرزمینی عمان. حتی در گسترده ترین نقاط نیز هیچ قسمتی از آن وارد آب های بین المللی نمی شود.
به همین دلیل، از نظر ما رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز، «عبور بی ضرر» است. بر طبق این رژیم، کشتی ها حق عبور دارند، اما نباید به کشور ساحلی یا محیط زیست آن صدمه ای وارد کنند. مواردی نظیر آلودگی محیط زیست، کارهای تبلیغاتی مقابل کشور ساحلی، قاچاق انسان و سایر اقدامات مشابه از مصادیق نقض عبور بی ضرر به حساب می آید.
سؤال: شما معتقدید این رژیم حقوقی طی دهه های گذشته نقض شده است؟
خورسند: بله. از زمان جنگ نفتکش ها در دهه ۱۹۸۰ و حضور گسترده شناور های نظامی و تجاری خارجی در منطقه، تنگه هرمز و پهنه خلیج فارس و دریای عمان در معرض صدمه های جدی قرار گرفته اند. عبور و مرور مکرر کشتی های نظامی، نفتکش ها و شناور های بزرگ تجاری آثار قابل توجهی بر محیط زیست، تنوع زیستی، بستر دریا و منابع آبزی منطقه گذاشته است.
از نظر حقوقی، اگر آلودگی محیط زیست یا سایر اقدامات بدون مجوز مصداق نقض عبور بی ضرر باشد، به طریق اولی عملیات نظامی و جنگی نیز نقضی بسیار جدی تر به حساب می آید.
ادامه گفت و گو (بخش هزینه های محیط زیستی کشتی ها، خسارات جنگ، عملکرد سازمان های بین المللی و انتقادات مطرح شده) را در پیام بعدی می توانم به همین قالب خبرگزاری تنظیم کنم.
سؤال: برخی باور دارند طرح دریافت هزینه های محیط زیستی از کشتی های عبوری با واکنش های سیاسی و رسانه ای همراه شده است. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟
خورسند: قسمتی از مباحثی که در فضای مجازی یا برخی رسانه ها مطرح می شود، بیشتر جنبه سیاسی دارد، در حالیکه مبحث مورد بحث کاملا فنی، حقوقی و تخصصی است. ما در رابطه با یک پهنه حساس محیط زیست صحبت می نماییم که طی دهه های گذشته تحت فشار شدید کارهای نظامی و تجاری قرار گرفته است.
البته در کنار ابعاد فنی، یک نکته تاریخی نیز وجود دارد. در دوره صفویه و بعد از آزادسازی هرمز از اشغال پرتغالی ها توسط امام قلی خان، فصل جدیدی از اقتدار ایران در منطقه شروع شد. امروز نیز اعمال حاکمیت در چهارچوب قوانین و حقوق بین الملل، قسمتی از حقوق مسلم کشور است و حفظ این حاکمیت با هزینه های سنگینی به دست آمده است.
به اعتقاد من، اگر امروز امنیت و ثبات در این منطقه برقرار است، بخش مهمی از آن مرهون فداکاری ها و جانفشانی های نیرو های ایرانی است که اجازه ندادند امنیت و حاکمیت کشور گرفتار خدشه شود. طبیعی است که حفظ این موفقیت ها در دوران صلح نیز ادامه پیدا کند و آثار و برکات آن در عرصه های مختلف همچون اقتصاد و محیط زیست نمایان شود.
دانلود فیلم اصلی کد ویدیو سؤال: در جریان جنگ ۱۲ روزه شاهد حملات به برخی زیرساخت ها و همینطور بروز آلودگی های محیط زیستی بودیم. آیا این موارد در مجامع بین المللی ثبت و پیگیری شده است؟
خورسند: بله. حتی قبل از آغاز درگیری ها نیز سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به پیامد های احتمالی اقدامات نظامی اخطار داده بود. در آن مقطع مکاتبات گوناگونی با وزرای محیط زیست کشور های حاشیه خلیج فارس و دریای عمان انجام شد و در رابطه با تبعات حضور نظامی و وقوع درگیری در این منطقه اخطار های لازم عرضه شد.
همینطور این مساله به دبیرکل سازمان ملل متحد و دبیر اجرائی برنامه محیط زیست سازمان ملل نیز منتقل شد. بعد از وقوع جنگ نیز فورا فرایند ثبت، مستندسازی و برآورد خسارات شروع شد.
برآورد های اولیه ما نشان داده است خسارات محیط زیستی واردشده در جریان جنگ ۱۲ روزه حدود ۲۰ همت بوده است. البته این رقم همچنان درحال تکمیل و بازبینی است و هرچه بررسی ها دقیق تر شود، ابعاد بیشتری از خسارات مشخص خواهد شد.
سؤال: مهم ترین محور های پیگیری این خسارات در مجامع بین المللی چیست؟
خورسند: یکی از مهم ترین موضوعات، حمله به مخازن سوخت و پیامد های محیط زیست ناشی از آن بود. مبحث دیگر، اقدام مقابل تأسیسات هسته ای صلح آمیز و مخاطرات محیط زیستی احتمالی ناشی از چنین اقداماتی است.
این موارد بوسیله برنامه محیط زیست سازمان ملل، دبیرکل سازمان ملل متحد و همینطور کنوانسیون های مرتبط همچون کنوانسیون رامسر، کنوانسیون تنوع زیستی و سایر سازوکار های بین المللی پیگیری شده و همچنان در دستور کار قرار دارد.
ما تمامی موارد را مستندسازی کرده ایم و هر مرحله از برآورد ها و گزارش های تکمیلی نیز به نهاد های ذی ربط بین المللی ارسال می شود.
سؤال: ارزیابی شما از عملکرد نهاد های بین المللی در قبال جنگ مقابل ایران چیست؟
خورسند: یکی از اهداف اصلی سازمان ملل متحد و نهاد های بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم، حفظ صلح و امنیت بین المللی بوده است. اما حقیقت این است که در خیلی از موارد، خروجی ملموس و مؤثری از این نهاد ها مشاهده نمی شود.
وقتی یک اقدام نظامی آشکار رخ می دهد، انتظار طبیعی این است که حداقل محکومیت صریح و روشن متجاوز در دستور کار قرار گیرد. اما در مواردی شاهد بوده ایم که حتی در بیان حقیقت ها نیز با نوعی ملاحظه کاری مواجه هستیم.
این مساله پرسش های جدی در رابطه با کارایی ساختار هایی به وجود می آورد که قرار بوده حافظ نظم و امنیت بین المللی باشند. اگر این نهاد ها در بزنگاه های مهم نتوانند وظایف خویش را انجام دهند، طبیعی است که کشور ها نسبت به اثربخشی آنها گرفتار تردید شوند.
سؤال: برخی باور دارند ساختار های بین المللی درحال از دست دادن کارایی خود هستند. آیا شما نیز چنین برداشتی دارید؟
خورسند: این مساله تا حدی جنبه تحلیلی دارد، اما حقیقت این است که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، خیلی از سازوکار هایی که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفته اند با بحران مشروعیت و کارایی مواجه خواهند شد.
کشور ها قسمتی از اختیارات و حقوق حاکمیتی خویش را به این نهاد ها واگذار کرده اند تا از صلح، امنیت و قواعد بین المللی حفاظت شود. اگر این نهاد ها در عمل نتوانند از این اصول دفاع کنند، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که اساساً فلسفه وجودی آنها چیست.
به نظر می آید قسمتی از نهادهای جهانی هنوز امیدوار است که روند های موجود تغییر کند، اما اگر این اصلاحات صورت نگیرد، احتمالا جهان ناگزیر خواهد شد در رابطه با سازوکار های جدیدی برای اداره روابط بین الملل و حل بحران ها فکر کند.
سؤال: شما در قسمت دیگری از اظهارات خود به مبحث تغییر اقلیم و جنگ اشاره کردید. این دو مبحث چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
خورسند: امروز اجلاس های تغییر اقلیم و نشست های معروف به «کاپ» به یکی از مهم ترین رویداد های بین المللی تبدیل گشته اند. کشور ها سالانه هزینه های بسیار زیادی صرف کاهش انتشار گاز های گلخانه ای و رویارویی با تغییر اقلیم می کنند.
اما با این حال، جنگ ها و درگیری های نظامی آثار بسیار گسترده ای بر محیط زیست و انتشار کربن دارند. برخی گزارش های بین المللی نشان داده اند که تنها در مدت کوتاهی از وقوع یک درگیری نظامی، حجم انتشار کربن می تواند معادل انتشار سالانه ده ها کشور باشد.
این مساله نشان داده است که اگر جامعه جهانی واقعا به دنبال رویارویی با تغییر اقلیم است، نمی تواند نسبت به آثار محیط زیست جنگ ها بی تفاوت باشد. جنگ نه تنها جان انسان ها و زیرساخت ها را تهدید می کند، بلکه می تواند موفقیت های سال ها سعی برای محافظت از محیط زیست و کاهش انتشار آلاینده ها را نیز از بین ببرد.
به همین دلیل، توجه به آثار محیط زیستی جنگ ها باید به یکی از محور های اصلی سیاستگذاری های بین المللی در عرصه محیط زیست و تغییر اقلیم تبدیل گردد.
منبع: فقط سفر
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب